
به امید مهمترین سین سفره هفت سین ما: سلامتی استاد شجریان

شب تا سحر اگرچه قنوتِ دعا گرفت
لب گرچه تا غروب ، ز آب و غذا گرفت ،
ترسم که روز حشر ، خداوند دادگر
گوید: قلم بگیر که بی ربنّا گرفت!
دست نفست ستـاره ها را چیده است ........ شب با دف ماه تا سحر رقصیده است
همچون سحـر از عطر اذان سرشاری ........ انگار لب تو را خـــــــــدا بوسیده است...(ایرج زبردست)

از وجودت ناسپـــــــاسی کرده اند ............. از هنــــــــر حق ناشناسی کرده اند
ای صدایت اوج فریـــــــــــــاد وطن ............. ربنــــــــــــــایت را سیاسی کرده اند...

ای آبشار نوحه گر از بهر چیستی؟
چین بر جبین فکنده ز اندوه کیستی؟
دردت چه درد بود که چون من تمام شب
سر را به سنگ می زدی و می گریستی؟...
شعر رو آقای مهدی عبداللهی از تفرش که سال آخر دانشگاه باهاشون هم اتاق بودم برام نوشته بود.
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...
و ویرایش روی عکس هم کار hasibo است.




